حسن بصری که بود؟

ابوسعید حسن بن ابیالحسن یسار، معروف به حسن بصری، زاهد، واعظ، مفسر و محدث نامدار بصره در نسل تابعین بود. او در سال ۲۱ هجری قمری (حدود ۶۴۲ میلادی) در مدینه به دنیا آمد و در رجب سال ۱۱۰ هجری قمری (۷۲۸ میلادی) در بصره درگذشت.
اهمیت حسن بصری در این است که چند جریان بزرگ فکری جهان اسلام او را از آن خود دانستهاند:
- زاهدان او را الگوی خوف و اندوه دینی میدانستند.
- صوفیان نامش را در سلسلههای خرقه و در آغاز تذکرههای خود آوردند.
- معتزله او را از پیشینیان خود شمردند.
- اهل حدیث و فقیهان او را از بزرگان تابعین به شمار آوردند.
از خود او کتاب منظمی به جا نمانده و بیشتر آنچه به نامش رسیده، سخنانی است که شاگردان و نویسندگان بعدی نقل کردهاند. پس برای شناخت او باید میان گزارشهای مستند منابع کهن و آنچه بعدها به او نسبت داده شده، فرق گذاشت.
زندگی حسن بصری در یک نگاه
پدر حسن، که نامش را یسار و در برخی منابع فارسی پیروز نوشتهاند، از اسیران میسان (دشت میشان، در جنوب عراق و مجاور خوزستان کنونی) بود. او در جریان فتوحات به مدینه آورده شد و مولای یکی از انصار شد. منابع بیشتر او را مولای زید بن ثابت دانستهاند، هرچند روایتهای دیگری هم هست.
مادرش خیره، کنیز و بعد مولای امسلمه همسر پیامبر بود. از همین رو روایتهایی درباره کودکی حسن در خانه امسلمه نقل شده است.
حسن در وادیالقری، در شمال مدینه، بزرگ شد و در جوانی به بصره رفت. تاریخ دقیق این مهاجرت معلوم نیست و منابع آن را به سالهای پس از خلافت علی بن ابیطالب و جنگ صفین نسبت میدهند.
حسن در جوانی در لشکرکشیهای شرقی شرکت کرد و گزارش شده که مدتی کاتب ربیع بن زیاد حارثی، والی خراسان در روزگار معاویه، بوده است. پس از بازگشت، حلقه درس و وعظ او در مسجد بصره شکل گرفت و او از پرنفوذترین چهرههای دینی شهر شد.
دوران پختگی حسن با حکومت حجاج بن یوسف ثقفی بر عراق همزمان بود. او از ستم حجاج آشکارا انتقاد میکرد، اما در شورش عبدالرحمن بن محمد بن اشعث (حدود ۸۱ تا ۸۳ قمری) که بسیاری از قاریان و علمای عراق به آن پیوستند، شرکت نکرد و مردم را به صبر و پرهیز از جنگ داخلی فراخواند.
به گزارش منابع، مدتی هم از ترس حجاج پنهان زندگی کرد. در خلافت عمر بن عبدالعزیز (۹۹ تا ۱۰۱ قمری) رابطه او با دستگاه خلافت بهتر شد و نامههایی میان آن دو گزارش شده است. برخی منابع از قضاوت کوتاه او در بصره در حدود سال ۱۰۲ قمری خبر میدهند، اما جزئیات این دوره یکسان نیست.
حسن در رجب ۱۱۰ قمری در بصره درگذشت. آرامگاه منسوب به او در شهر زبیر، در نزدیکی بصره، قرار دارد. قبر محمد بن سیرین، محدث بصری که همان سال درگذشت، هم در همین بنا است. ابنسیرین در ایران بیشتر با کتابهای تعبیر خواب شناخته میشود، اما بیشتر پژوهشگران در انتساب آنها به او تردید دارند.

| زمان (قمری) | رویداد | میزان قطعیت |
|---|---|---|
| ۲۱ | تولد در مدینه | مورد اتفاق بیشتر منابع |
| دهه ۳۰ تا ۴۰ | کودکی و نوجوانی در وادیالقری و مدینه | کلیات مستند، جزئیات روایی |
| پس از جنگ صفین (۳۷) | مهاجرت به بصره | تاریخ دقیق نامعلوم |
| حدود دهه ۴۰ و ۵۰ | شرکت در لشکرکشیهای شرقی و کتابت برای ربیع بن زیاد در خراسان | گزارش منابع کهن |
| حدود ۸۱ تا ۸۳ | کنارهگیری از شورش ابن اشعث و دعوت به صبر | مستند |
| ۹۹ تا ۱۰۱ | نامهنگاری با عمر بن عبدالعزیز | اصل رابطه مستند، متن برخی نامهها محل بحث |
| حدود ۱۰۲ | قضاوت کوتاهمدت در بصره | گزارش برخی منابع |
| رجب ۱۱۰ | درگذشت در بصره | مورد اتفاق بیشتر منابع |
حسن بصری در میان تابعین
تابعین نسلی هستند که صحابه پیامبر را دیدهاند، اما خود پیامبر را درک نکردهاند. حسن بصری در همین نسل قرار دارد و منابع رجالی میگویند شماری از صحابه را دیده است. با این حال، محدثان درباره اینکه او از کدام صحابه مستقیم حدیث شنیده، بحث فراوانی کردهاند.
او عادت داشت حدیث را بدون ذکر واسطه نقل کند و این نوع روایت در اصطلاح حدیثی «مرسل» نامیده میشود. بسیاری از ناقدان حدیث مرسلات حسن را ضعیف دانستهاند، در حالی که برخی دیگر برای آنها ارزش قائل شدهاند.
جایگاه علمی حسن به حدیث محدود نبود. آرای تفسیری فراوانی از او در تفسیرهای کهن نقل شده و در فقه هم فتواهایی از او به جا مانده است.
در علم قرائت، قرائت حسن بصری یکی از چهار قرائتی است که پس از قرائتهای دهگانه میآید و با آنها قرائتهای چهاردهگانه را میسازد. سه قرائت دیگر از ابنمحیصن، یحیی یزیدی و اعمش است. این چهار قرائت امروز «شاذ» شمرده میشوند، اما همچنان با سندهای خود نقل میشوند.
بنابراین حسن در منابع کهن عالم جامع شهر است که وعظ و زهد برجستهترین وجه او بوده، نه عارف به معنای متأخر کلمه.
زهد، خوف و اندوه؛ هسته شخصیت حسن بصری
آنچه در همه منابع کهن درباره حسن تکرار میشود، وعظ او و نگاه سختگیرانهاش به دنیاست. در روزگار او ثروت فتوحات به بصره سرازیر شده بود و بخشی از مردم و حاکمان به زندگی مرفه روی آورده بودند. وعظ حسن واکنشی به همین وضع بود و این مفاهیم محور آن است:
- خوف: ترس از خدا و از حساب روز قیامت، به گونهای که انسان هرگز از عمل خود مطمئن نشود.
- حزن: اندوه دائمی مؤمن بر گناهان و کوتاهیها. در منابع آمده است که حسن همیشه اندوهگین به نظر میرسید.
- کوتاهی عمر: انسان مجموعهای از روزهاست و با گذشتن هر روز، بخشی از او میرود.
- بیاعتباری دنیا: دنیا گذرگاه است، نه اقامتگاه، و دل بستن به آن فریب است.
- نفاق: حسن درباره نفاق و فاصله میان گفتار و کردار بسیار سخن گفته و مؤمن را کسی دانسته که از نفاق در خود بترسد.
این مفاهیم بعدها در ادبیات صوفیانه به «مقام» و «حال» تبدیل شدند و جایگاه مشخصی در نظام سلوک یافتند. اما در زمان حسن هنوز اصطلاح فنی نبودند و به زبان وعظ و اخلاق دینی بیان میشدند.
پژوهشگران معاصر تاریخ تصوف معمولاً حسن را نماینده «زهد» اولیه میدانند که یکی از ریشههای تصوف است، نه صوفی به معنای کامل آن.
چرا چند جریان حسن بصری را از آن خود میدانند
کمتر شخصیتی در قرن نخست هجری به اندازه حسن بصری مورد ادعای گروههای مختلف بوده است. شاگردانی با گرایشهای گوناگون به حلقه او رفتوآمد داشتند و هر یک بخشی از میراث استاد را برجسته کردند. از سوی دیگر، چون متن منظمی از خود او نمانده، راه را برای نسبت دادن مواضع مختلف به او باز گذاشت.
زاهدان بصره
نخستین و مستندترین میراث حسن، میراث زهد است. گروهی از زاهدان بصره که در منابع با عنوانهایی مثل «بکّائون» (گریهکنندگان) شناخته میشوند، خود را ادامهدهنده راه او میدانستند. شاگردانی مانند مالک بن دینار، ثابت بُنانی و عبدالواحد بن زید در این جریان جای میگیرند.
عبدالواحد بن زید بعدها به تأسیس نوعی جمع زاهدانه در عبادان شهرت یافت. عبادان همان آبادان امروز است که نامش در سال ۱۳۱۴ خورشیدی به این صورت تغییر کرد.
صوفیان و سلسلههای خرقه
در سدههای بعد، بسیاری از سلسلههای صوفیه برای اتصال خود به پیامبر، زنجیرهای از مشایخ ساختند که به آن سلسله خرقه یا سلسله ارادت گفته میشود. در بسیاری از این زنجیرهها، حسن بصری حلقه میان علی بن ابیطالب و نسلهای بعدی است.
یکی از رایجترین صورتهای این زنجیره چنین است: علی بن ابیطالب، حسن بصری، حبیب عجمی، داوود طائی، معروف کرخی، سری سقطی و جنید بغدادی. شاخه دیگری هم از طریق عبدالواحد بن زید به حسن میرسد.
حبیب عجمی، حلقه پس از حسن در این زنجیره، ایرانیتبار بود. لقب «عجمی» یعنی غیرعرب، و در گزارشها آمده است که زبان مادری او فارسی بود و عربی را درست ادا نمیکرد.
مشکل تاریخی این زنجیره آن است که بسیاری از محدثان پذیرفتهاند حسن هنگام خلافت علی کودک یا نوجوان بوده و از او حدیث مستقیم نشنیده است.
گروهی از عالمان حدیث، از جمله ابنتیمیه، شنیدن حسن از علی را رد کردهاند و اتصال خرقه را از نظر تاریخی نامعتبر دانستهاند. در مقابل، جلالالدین سیوطی در رسالهای کوشید اثبات کند که حسن از علی شنیده است.
پژوهشگران معاصر عموماً سلسلههای خرقه را ساخته دورههای بعد میدانند که بیشتر بیانگر پیوند معنوی و هویت جمعی صوفیان است تا گزارش دقیق تاریخی.
جایگاه حسن در متون کلاسیک تصوف هم یکسان نیست. هجویری در کشفالمحجوب او را در شمار ائمه تابعین آورده و از او با احترام یاد کرده است.
سراج در اللمع و قشیری در رساله قشیریه سخنانی از او را در بحثهای مختلف نقل کردهاند. اما فهرست زندگینامه مشایخ در رساله قشیریه با ابراهیم ادهم آغاز میشود و حسن در آن جای ندارد.
عطار در تذکرةالاولیاء فصل مفصلی به او اختصاص داده که پس از ذکر امام جعفر صادق و اویس قرنی، سومین فصل کتاب است. در همین فصل حکایتهای فراوانی آمده که بخشی از آنها از نظر تاریخی قابل دفاع نیست. ابونعیم اصفهانی هم در حلیةالاولیاء بخش بلندی را به سخنان او داده است.
متکلمان و داستان پیدایش معتزله
مشهورترین پیوند حسن با علم کلام، داستانی است که معمولاً برای توضیح نام «معتزله» نقل میشود. بنا بر این روایت، مردی به حلقه حسن آمد و درباره حکم مسلمانی پرسید که گناه کبیره مرتکب شده است. در آن زمان، خوارج مرتکب کبیره را کافر میدانستند و مرجئه او را همچنان مؤمن.
پیش از آنکه حسن پاسخ دهد، شاگردش واصل بن عطا (درگذشته ۱۳۱ قمری) گفت که چنین کسی نه مؤمن مطلق است و نه کافر مطلق، بلکه در «منزلة بین المنزلتین»، یعنی جایگاهی میان دو جایگاه، قرار دارد. سپس از حلقه جدا شد و کنار ستون دیگری از مسجد به توضیح نظر خود پرداخت.
حسن گفت: «اعتزل عنّا واصل»، یعنی واصل از ما کناره گرفت. به گفته این روایت، پیروان واصل از آن پس «معتزله» نامیده شدند.
این داستان در منابعی مانند الملل و النحل شهرستانی آمده، اما چند نکته درباره آن باید در نظر گرفت:
- در برخی روایتها، به جای واصل یا در کنار او، عمرو بن عبید، شاگرد دیگر حسن، قهرمان ماجراست.
- بسیاری از پژوهشگران معاصر این داستان را روایتی میدانند که بعدها برای توضیح یک نام ساخته یا پرداخته شده است.
- برای نام معتزله توضیحهای دیگری هم پیشنهاد شده، از جمله پیوند آن با کسانی که در جنگهای داخلی نخستین از هر دو طرف کناره گرفتند.
- خود معتزله این ماجرا را نشانه جدایی از حسن نمیدانستند. آنان حسن را از پیشینیان مکتب خود میشمردند و قاضی عبدالجبار معتزلی هم او را در طبقات بزرگان این مکتب آورده است.
دلیل ادعای معتزله بر حسن، بهویژه مسئله قدر و اختیار انسان است. رسالهای در دفاع از اختیار انسان و مسئولیت او در برابر اعمالش به حسن نسبت داده شده که به صورت نامهای خطاب به خلیفه عبدالملک بن مروان است. هلموت ریتر، خاورشناس آلمانی، متن این رساله را در سال ۱۹۳۳ منتشر کرد.
درباره اصالت این رساله اختلاف نظر جدی هست. برخی پژوهشگران آن را از خود حسن یا از حلقه نزدیک او میدانند و برخی دیگر، از جمله مایکل کوک، استدلال کردهاند که متن متأخرتر است.
در مقابل، اهل حدیث و بعدها اشاعره گزارشهایی نقل کردهاند که حسن از عقیده به قدر بازگشته یا آن را نداشته است. به همین دلیل، موضع کلامی حسن درباره قدر هنوز محل بحث است.
فقیهان، محدثان و دیگر نگاهها
اهل سنت در مجموع حسن را از بزرگان تابعین و یکی از فقیهان و زاهدان صالح میدانند. زندگینامه او در منابعی مانند الطبقات الکبری ابنسعد، از کهنترین منابع موجود درباره او، آمده است.
در منابع شیعی، تصویر حسن یکدست نیست. برخی روایتها از او با احترام یاد میکنند و برخی دیگر گزارشهایی انتقادی درباره موضع او در برابر علی بن ابیطالب و اهلبیت آوردهاند.
| جریان | چه چیزی از حسن را برجسته کرد | شاگردان یا منابع مرتبط | نکته انتقادی |
|---|---|---|---|
| زاهدان بصره | خوف، حزن، وعظ و بیاعتنایی به دنیا | مالک بن دینار، ثابت بنانی، عبدالواحد بن زید | مستندترین پیوند |
| صوفیه | جایگاه در سلسله خرقه و الگوی سلوک | حبیب عجمی، کشفالمحجوب، تذکرةالاولیاء | اتصال او به علی از نظر محدثان محل تردید است |
| معتزله | دفاع از اختیار انسان و مسئولیت اخلاقی | واصل بن عطا، عمرو بن عبید، رساله قدر | اصالت رساله و داستان اعتزال محل بحث است |
| اهل حدیث و فقیهان | روایت حدیث، تفسیر، قرائت و فتوا | الطبقات الکبری، کتابهای رجال | مرسلات او را بسیاری ضعیف دانستهاند |
سخنان منسوب به حسن بصری؛ مستند یا منسوب
بخش بزرگی از شهرت حسن بصری به جملههای کوتاهی برمیگردد که در کتابهای اخلاق و تصوف تکرار شدهاند. درباره این سخنان سه نکته را باید در نظر داشت:
- حسن کتابی ننوشت که این سخنان را خود گردآوری کرده باشد.
- سخنان او در منابعی آمده که فاصله زمانی زیادی با او دارند. ابنسعد در قرن سوم، ابونعیم در قرن پنجم و عطار در قرن ششم و هفتم هجری مینوشتند.
- در سنت وعظ، جملههای حکیمانه بهراحتی از یک واعظ به واعظ مشهورتر نسبت داده میشد.
سلیمان علی مراد، پژوهشگر تاریخ اسلام، در کتابی که در سال ۲۰۰۶ درباره میراث حسن منتشر کرد، نشان داد که بخش بزرگی از متون منسوب به او در دورههای مختلف، گاه قرنها پس از مرگش، ساخته شده است. به نظر او این متون بیشتر باورهای سازندگانشان را نشان میدهند تا اندیشه خود حسن.
بنابراین سخنان حسن را میتوان در سه دسته قرار داد:
- مضامین تکرارشونده در منابع کهن: مضمونهایی مانند کوتاهی عمر انسان و اینکه او مجموعهای از روزهاست، ترس مؤمن از نفاق، و اینکه مؤمن در دنیا غریب است، در منابع مختلف و با سندهای گوناگون آمدهاند. این تکرار نشان میدهد که احتمالاً به وعظ واقعی او برمیگردند، هرچند عبارت دقیق هر جمله قطعی نیست.
- متنهای بلند منسوب: مانند نامه زهد به عمر بن عبدالعزیز و رساله قدر به عبدالملک. این متنها ارزش تاریخی بالایی دارند، اما اصالت آنها موضوع پژوهش است.
- حکایتهای تذکرهای: داستانهایی که در منابع متأخر، بهویژه تذکرةالاولیاء، آمدهاند و هدف آنها بیشتر تعلیم اخلاقی و عرفانی است تا گزارش تاریخ.
نمونه روشن دسته سوم، حکایتهای دیدار حسن بصری با رابعه عدویه است. در تذکرةالاولیاء و متون دیگر حکایتهایی آمده که در آنها رابعه به حسن درس معرفت میدهد. اما رابعه به احتمال زیاد حدود سال ۹۵ تا ۹۹ قمری به دنیا آمده و در ۱۸۵ قمری یا نزدیک به آن درگذشته است.
پس هنگام مرگ حسن، رابعه کودک یا نوجوان بوده و گفتوگوهای استاد و شاگردی میان آن دو از نظر تاریخی بسیار بعید است. این حکایتها را باید ادبیات تعلیمی صوفیانه خواند که پیامشان برتری محبت خالص بر خوف است، نه گزارش دیدارهای واقعی.
برای سنجیدن جملهای که به نام حسن میشنوید، یک قاعده ساده کارساز است: ببینید آیا در مجموعههای کهن آمده است یا نه. جملهای که فقط در تذکرههای متأخر یا صفحههای مجازی دیده میشود، منسوب است، نه مستند.
از مجموعههای کهن، کتاب الزهد احمد بن حنبل (درگذشته ۲۴۱ قمری) گزارشهای فراوانی درباره زهد و اندوه حسن دارد. ابنجوزی (درگذشته ۵۹۷ قمری) هم سخنان و مواعظ او را در کتابی جداگانه با نام «آداب الحسن البصری و زهده و مواعظه» گرد آورده است.
| موضوع | وضعیت در منابع | ارزیابی پژوهشی |
|---|---|---|
| تولد ۲۱ و وفات ۱۱۰ قمری | منابع کهن رجالی و تاریخی | مستند |
| حلقه درس و وعظ در بصره | منابع متعدد و مستقل | مستند |
| مخالفت با شورش ابن اشعث | منابع تاریخی کهن | مستند |
| شنیدن حدیث از علی بن ابیطالب | مورد ادعای سلسلههای خرقه | مورد اختلاف؛ بیشتر محدثان رد کردهاند |
| داستان جدا شدن واصل از حلقه او | منابع ملل و نحل | به احتمال زیاد روایتی سببساز و متأخر |
| رساله قدر خطاب به عبدالملک | نسخههای خطی، منتشرشده در ۱۹۳۳ | اصالت محل بحث |
| گفتوگوهای او با رابعه عدویه | تذکرههای متأخر | از نظر زمانی بسیار بعید |
| جملههای کوتاه زاهدانه | حلیةالاولیاء و متون اخلاقی | مضمون محتمل، عبارت دقیق نامطمئن |
اهمیت حسن بصری برای فهم تاریخ تصوف
حسن بصری نقطه شروع مهمی برای شناخت تاریخ تصوف است، به شرط آنکه جایگاهش درست فهمیده شود. تصوف به عنوان جریانی با نام، اصطلاحات، آداب و مشایخ مشخص، در قرنهای دوم و سوم هجری و بهویژه در بغداد شکل گرفت.
حسن پیش از این دوره زندگی میکرد و خود را صوفی نمینامید. اما سه عنصر مهم تصوف بعدی در سخنان منسوب به او دیده میشود:
- توجه به حالات درونی و مراقبت از نیت، در برابر توجه صرف به ظاهر عمل
- زهد به معنای کم کردن وابستگی به دنیا، نه لزوماً ترک کامل کار و زندگی
- زبان وعظ که بعدها به زبان مجالس صوفیانه تبدیل شد
حسن تاریخی واعظ و عالمی در بصره قرن نخست است، حسن تذکرهها پیر طریقت، حسن معتزله مدافع اختیار انسان و حسن اهل حدیث تابعی فقیه. هیچیک از این تصویرها کاملاً ساختگی نیست، اما هیچیک هم بهتنهایی کامل نیست.
سوالات متداول
حسن بصری در چه سالی به دنیا آمد و درگذشت؟
بیشتر منابع تولد او را در سال ۲۱ هجری قمری (حدود ۶۴۲ میلادی) در مدینه و وفاتش را در رجب سال ۱۱۰ هجری قمری (۷۲۸ میلادی) در بصره ذکر کردهاند.
آیا حسن بصری صوفی بود؟
نه به معنای کامل. تصوف به شکل یک جریان مشخص پس از او شکل گرفت و پژوهشگران او را نماینده زهد اولیه میدانند، اما صوفیان بعدی او را از پیشگامان خود شمردند.
آیا حسن بصری شاگرد علی بن ابیطالب بود؟
این موضوع مورد اختلاف است. سلسلههای خرقه او را به علی متصل میکنند و سیوطی از این اتصال دفاع کرده، اما بسیاری از محدثان، از جمله ابنتیمیه، شنیدن مستقیم حسن از علی را نپذیرفتهاند.
رابطه حسن بصری با معتزله چه بود؟
واصل بن عطا و عمرو بن عبید، دو چهره اصلی معتزله نخستین، در حلقه حسن بودند. داستان جدا شدن واصل از این حلقه را منشأ نام معتزله میدانند، اما تاریخی بودن آن محل تردید است. معتزله خود حسن را از پیشینیان مکتبشان میشمردند، بهویژه به دلیل دیدگاه منسوب به او درباره اختیار انسان.
آیا گفتوگوهای حسن بصری و رابعه عدویه واقعی است؟
از نظر تاریخی بسیار بعید است. رابعه هنگام مرگ حسن به احتمال زیاد کودک یا نوجوان بوده و این حکایتها بیشتر در منابع متأخری مانند تذکرةالاولیاء آمدهاند که کارکرد تعلیمی دارند.
جمعبندی
حسن بصری (۲۱ تا ۱۱۰ قمری) واعظ، زاهد و عالم برجسته بصره در نسل تابعین بود که با وعظ درباره خوف، اندوه دینی و بیاعتباری دنیا شناخته میشد. حلقه او شاگردانی با گرایشهای گوناگون داشت و همین سبب شد زاهدان، صوفیان، معتزله و اهل حدیث هر یک او را از آن خود بدانند.
اتصال او به علی در سلسلههای خرقه و داستان جدایی واصل از حلقهاش هر دو مشهورند، اما از نظر تاریخی محل بحثاند. حسن را باید نه صوفی کامل، بلکه یکی از ریشههای مهم سنت زهد و تصوف دانست.


