خانقاه چگونه اداره میشد؟

خانقاه بر دو پایه اداره میشد: رهبری معنوی شیخ و مدیریت عملی خادم. شیخ مریدان را میپذیرفت، برنامه عبادت و تربیت را تعیین میکرد و بر خلوت و چلهنشینی آنان نظارت داشت. خادم کارهای روزمره را میگرداند: پذیرایی از مسافران، سفره، نظافت، خرید و حساب درآمدها.
درآمد خانقاه از سه راه تأمین میشد: فتوح (هدیهها و نذرهای داوطلبانه)، کار و کسب خود ساکنان، و موقوفاتی که درآمد زمین، دکان یا حمام را به خانقاه اختصاص میداد. زندگی ساکنان را هم آدابی نظم میداد که یکی از قدیمترین نمونههای مکتوب آن، ده قاعده منسوب به ابوسعید ابوالخیر در «اسرارالتوحید» است.
این الگو همهجا یکسان نبود. خانقاه کوچک یک شیخ در خراسان قرن پنجم هجری با خانقاههای وقفی بزرگ قاهره در دوره ممالیک یا تکیههای عثمانی تفاوت زیادی داشت.
خانقاه چه بود و با چه نامهایی شناخته میشد
خانقاه محل اقامت، عبادت و تربیت صوفیان بود که معمولاً گرد یک شیخ شکل میگرفت: خوابگاه مریدان مقیم، مهمانخانه مسافران، محل نماز و ذکر و اغلب آشپزخانهای برای اطعام نیازمندان. این نهاد در مناطق مختلف نامهای متفاوتی داشت و مرز این نامها همیشه دقیق نیست.
| نام | منطقه و دوره رایج | توضیح |
|---|---|---|
| خانقاه | ایران، خراسان، ماوراءالنهر و بعدها مصر و شام | واژهای با ریشه فارسی؛ در قرن چهارم هجری برای مراکز کرّامیه در خراسان هم به کار میرفت |
| رباط | عراق، شام و مناطق مرزی | در اصل به معنای استحکامات مرزی؛ در بغداد قرن ششم و هفتم بیشتر به همین نام خوانده میشد |
| زاویه | شمال آفریقا، و در معنای عامتر در بسیاری از مناطق | معمولاً کوچکتر و وابسته به یک شیخ یا آرامگاه او |
| تکیه (تکّه) | قلمرو عثمانی و آناتولی | مرکز طریقتهایی مانند مولویه و بکتاشیه؛ با موقوفات و مقررات مخصوص هر طریقت |
| جماعتخانه و درگاه | شبهقاره هند | محل اقامت شیخ و مریدان در طریقتهایی مانند چشتیه؛ درگاه بیشتر به مزار شیخ گفته میشد |
درباره نخستین خانقاه صوفیان روایت قطعی وجود ندارد. جامی در «نفحاتالانس» گزارش میکند که نخستین خانقاه برای صوفیان در رمله شام ساخته شد، اما پژوهشگران این روایت متأخر را با احتیاط میپذیرند.
با اطمینان بیشتر میدانیم که مقدسی در قرن چهارم هجری از خانقاههای کرّامیه در خراسان و ماوراءالنهر یاد کرده و در قرن پنجم، خانقاه نهادی جاافتاده در تصوف خراسان بوده است. پس خانقاهی را که در متنی از قرن چهارم آمده، بیدرنگ صوفیانه ندانید؛ شاید از آنِ کرّامیه باشد.
از کجا میدانیم خانقاه چگونه اداره میشد
اطلاعات ما از چند نوع منبع به دست میآید که هر کدام تصویر زمان و مکان خود را میدهند و نباید به همه دورهها تعمیم داده شوند:
- کتابهای آداب تصوف: «اللمع» سراج، «رساله قشیریه» و «کشفالمحجوب» هجویری فصلهایی درباره صحبت، سفر، آداب مقیم و مسافر و خدمت دارند و بیشتر به اخلاق میپردازند تا سازمان اداری.
- دستورنامههای مفصلتر: «آدابالمریدین» ابوالنجیب سهروردی (درگذشته ۵۶۳ هجری) و «عوارفالمعارف» شهابالدین عمر سهروردی (درگذشته ۶۳۲ هجری) زندگی در رباط، وظایف خادم و خلوت چهلروزه را به تفصیل شرح میدهند. «مصباحالهدایه» کاشانی و «اورادالاحباب» باخرزی این سنت را در قرن هشتم به فارسی ادامه دادند.
- زندگینامههای مشایخ: «اسرارالتوحید» محمد بن منوّر، از نوادگان ابوسعید ابوالخیر، نوشته نیمه دوم قرن ششم هجری، گزارشهای زندهای از خانقاه میهنه دارد.
- وقفنامهها و سفرنامهها: وقفنامه ربع رشیدی در تبریز و اسناد موقوفات آرامگاه شیخ صفیالدین در اردبیل شرایط مالی خانقاههای وقفی را نشان میدهند. ابن بطوطه و مقریزی هم از خانقاههای مصر و شام گزارش فراوان دادهاند.
ده قاعده ابوسعید ابوالخیر در اسرارالتوحید
ابوسعید ابوالخیر (۳۵۷ تا ۴۴۰ هجری) در میهنه خراسان خانقاهی داشت که مریدان مقیم و صوفیان مسافر در آن زندگی میکردند. محمد بن منوّر در «اسرارالتوحید» ده قاعده از او برای ساکنان خانقاه نقل میکند. مضمون این قواعد، به بیان امروزی و نه با عین عبارت متن، چنین است:
- جامه خود را پاکیزه نگه دارند و همیشه با طهارت باشند.
- در مسجد یا جای مقدس برای گفتوگوی بیهوده و غیبت ننشینند.
- نمازها را به جماعت و در اول وقت بگزارند.
- نماز شب را بسیار به جا آورند.
- سحرگاه به استغفار و دعا مشغول شوند.
- بامداد تا جایی که میتوانند قرآن بخوانند و تا برآمدن آفتاب سخن نگویند.
- میان نماز شام و نماز خفتن به ورد و ذکر مشغول باشند.
- درویشان، نیازمندان و هر کس را که به جمع آنان میآید بپذیرند و زحمت خدمت به آنان را تحمل کنند.
- هیچ چیز را جز به همراهی یکدیگر نخورند.
- بیاجازه یکدیگر از خانقاه غایب نشوند.
نیکلسون، خاورشناس انگلیسی، در اوایل قرن بیستم این قواعد را ترجمه کرد و از نخستین قاعدهنامههای شناختهشده زندگی جمعی صوفیان دانست. برخی پژوهشگران بعدی یادآوری کردهاند که خانقاه پیش از ابوسعید هم وجود داشته و آداب جمعی در متون قرن چهارم نیز آمده است.
پس دقیقتر است این ده قاعده را یکی از قدیمترین قاعدهنامههای مکتوب بدانیم، نه نقطه آغاز خانقاه. «اسرارالتوحید» هم حدود یک قرن و نیم پس از ابوسعید نوشته شده و جزئیاتش را باید با این فاصله سنجید.
این قواعد نشان میدهد خانقاه ابوسعید بیش از هر چیز یک زندگی مشترک منظم بود. پنج قاعده به عبادت در ساعتهای مشخص شبانهروز مربوط است، دو قاعده به پاکیزگی و ادب گفتار، و سه قاعده آخر به زندگی جمعی: پذیرش مهمان، غذا خوردن با هم و ترک نکردن جمع بدون اجازه.
ارکان انسانی خانقاه: شیخ، خادم و ساکنان
شیخ
شیخ مرکز معنوی خانقاه بود و مشروعیت خانقاه از او میآمد. پذیرفتن مرید، پوشاندن خرقه، تعیین ذکر و ورد، اجازه خلوت و چله، تفسیر خوابها و واقعههای مریدان، مجلس گفتن و در بسیاری از خانقاهها برپا کردن سماع با او بود.
شهابالدین عمر سهروردی میان خرقه اراده، که مرید با آن خود را به تربیت شیخ میسپرد، و خرقه تبرّک، که برای بهرهمندی از برکت شیخ داده میشد، فرق میگذاشت. پس همه حاضران خانقاه به یک اندازه در سلسله تربیتی شیخ نبودند.
پس از درگذشت شیخ، گاه جانشینی در خاندان او میماند، چنانکه خانقاه میهنه در دست فرزندان ابوسعید ماند. گاه شیخ مریدی را برمیگزید و در خانقاههای وقفی، شرط وقفنامه یا حاکم وقت در انتخاب شیخ نقش داشت.
خادم
خادم مدیر اجرایی خانقاه بود. در متون آداب، خدمت از راههای سلوک بود و بسیاری از مشایخ تازهواردان را ابتدا به خدمت میگماشتند. سهروردی در «عوارفالمعارف» خدمت را برای کسانی که هنوز آمادگی خلوت و عبادت طولانی ندارند راه تربیت نفس میداند.
وظایف خادم در منابع معمولاً اینها است:
- پذیرایی از مسافران و آماده کردن سفره
- نگهداری از فرشها، ظروف و آب
- رسیدگی به بیماران
- جمعآوری و خرج فتوح
- در خانقاههای بزرگ، هماهنگی با متولی وقف
در «اسرارالتوحید» از حسن مؤدب بهعنوان خادم ابوسعید یاد میشود که تأمین هزینههای خانقاه و سفرههای آن بر عهدهاش بود.
ساکنان و مسافران
جمعیت خانقاه دو گروه اصلی داشت. مقیمان مدت طولانی در خانقاه میماندند و در برنامه عبادت و خدمت شرکت داشتند. مسافران صوفیانی بودند که برای دیدار مشایخ، کسب علم یا سیاحت از شهری به شهر دیگر میرفتند و در خانقاهها منزل میکردند.
هجویری و قشیری فصلهایی جداگانه به آداب مقیم و مسافر در برابر یکدیگر اختصاص دادهاند. در بسیاری از خانقاهها، با الهام از حدیث مشهور مهمانی سهروزه، مسافر مدتی مهمان بود و اگر بیشتر میماند، در برنامه و خدمت شریک میشد. طول این مدت و سختگیری در آن یکسان نبود.
| نقش | وظیفه اصلی | در کدام خانقاهها دیده میشود |
|---|---|---|
| شیخ | رهبری معنوی، پذیرش مرید، تعیین ذکر، نظارت بر خلوت | همه خانقاهها |
| خادم | اداره روزمره، سفره، پذیرایی، حساب فتوح | تقریباً همه خانقاهها؛ در خانقاههای کوچک گاه تنها مسئول اجرایی |
| نقیب یا سرپرست جمع | حفظ نظم میان مریدان و ابلاغ دستور شیخ | بیشتر در خانقاههای پرجمعیت |
| امام، مؤذن و قاری | برپایی نماز جماعت، اذان، قرائت قرآن | خانقاههای بزرگ، بهویژه خانقاههای وقفی با کارکنان مشخص |
| آشپز، سقا، فراش و دربان | مطبخ، آب، نظافت و مراقبت از در | خانقاههای وقفی بزرگ که وقفنامه برای آنها مقرری تعیین میکرد |
| متولی و ناظر وقف | اداره موقوفات، وصول درآمد و پرداخت مقرریها | خانقاههای وقفی؛ گاه خود شیخ و گاه فردی جدا از او |
| شیخالشیوخ | ریاست رسمی بر صوفیان یک شهر یا خانقاههای آن | بغداد در دوره خلافت عباسی متأخر و قاهره در دوره ایوبی و مملوکی |
یک روز در خانقاه
برنامه روزانه بر محور اوقات نماز تنظیم میشد. جدول زیر الگویی کلی بر اساس قواعد ابوسعید و متون آداب است، نه برنامه ثابت همه خانقاهها.
| زمان | فعالیت رایج | پشتوانه در منابع |
|---|---|---|
| نیمه شب تا سحر | نماز شب، استغفار و دعا | قاعده چهارم و پنجم ابوسعید |
| نماز صبح تا برآمدن آفتاب | نماز جماعت، قرائت قرآن، خاموشی و ورد صبحگاهی | قاعده سوم و ششم ابوسعید |
| روز | خدمت، کسب، مطالعه، مجلس شیخ، رسیدگی به مهمانان | متون آداب درباره خدمت و کسب |
| وقت غذا | سفره جمعی با آداب مشخص | قاعده نهم ابوسعید و فصلهای آداب طعام |
| نماز ظهر و عصر | نماز جماعت در اول وقت | قاعده سوم ابوسعید |
| میان نماز شام و خفتن | ورد و ذکر | قاعده هفتم ابوسعید |
| شبهای معین | سماع یا ذکر جمعی در طریقتهایی که آن را روا میدانستند | گزارشهای اسرارالتوحید و متون طریقتها؛ در همه طریقتها پذیرفته نبود |
سماع نمونه روشنی از این اختلاف است. «اسرارالتوحید» از سماع فراوان در خانقاه ابوسعید خبر میدهد و مولویه بعدها آن را آیینی منظم کردند، اما گروهی از صوفیان و فقیهان آن را محدود یا نادرست میدانستند و در بسیاری از خانقاهها ذکر خفی جای آن را داشت.
آداب ورود، اقامت و خروج
خلاصه آنچه متون آداب درباره رفتوآمد به خانقاه تکرار میکنند، به ترتیب مراحل:
- ورود: مسافر با طهارت وارد میشد، دو رکعت نماز میگزارد و سپس به ساکنان و شیخ سلام میکرد. پرسیدن درباره غذا یا درخواست چیزی در همان ابتدا خلاف ادب شمرده میشد.
- معرفی: تازهوارد نام، شیخ و طریقت خود را میگفت تا جایگاهش در جمع روشن شود.
- مهمانی: خادم از او پذیرایی میکرد و جایی برای خواب و نگهداشتن وسایلش تعیین میکرد.
- پیوستن به برنامه: اگر اقامت طولانی میشد، باید در نمازها، ورد جمعی و خدمت شرکت میکرد و از قواعد خانقاه پیروی میکرد.
- رفتار روزانه: کمگویی، نپرداختن به عیب دیگران، احترام به بزرگترها و ترک نکردن جمع بدون اجازه، که در قاعده دهم ابوسعید هم آمده است.
- خطا و تنبیه: برای خطاها معمولاً تذکر، عذرخواهی در جمع یا خدمت اضافه تعیین میشد و در موارد جدی، فرد را از خانقاه بیرون میکردند. نوع و شدت این تنبیهها از خانقاهی به خانقاه دیگر فرق داشت.
- خروج: مسافر پیش از رفتن از شیخ و جمع اجازه میگرفت و وداع میکرد.
خانقاه از کجا تأمین میشد
هزینه خانقاه، بهویژه سفره آن، مسئلهای جدی بود و صوفیان درباره راه درست تأمین معاش اختلاف نظر داشتند:
- گروهی پذیرفتن درآمد ثابت را با توکل ناسازگار میدانستند و تنها به فتوح تکیه میکردند.
- گروهی کار و کسب را بهتر میدانستند تا بار دیگران نباشند.
- گروهی هم پذیرفتن وقف را روا میشمردند.
سهروردی در «عوارفالمعارف» این راهها را بررسی کرده و هر کدام را با شرایطی پذیرفته است.
| منبع درآمد | تعریف | مزیت از نگاه صوفیان | مشکل یا انتقاد |
|---|---|---|---|
| فتوح | هدیه، نذر و کمک داوطلبانه که بیدرخواست میرسید | سازگار با توکل؛ خانقاه وابسته به حاکم یا شرط واقف نبود | درآمد نامنظم؛ گاه خانقاه با بدهی و کمبود روبهرو میشد |
| کسب | کار ساکنان، مانند صنعت یا کشاورزی | استقلال و دوری از بار شدن بر مردم | وقت کمتری برای عبادت و خلوت میماند |
| وقف | درآمد ثابت از زمین، دکان، حمام یا کاروانسرای وقفشده | پایداری مالی و امکان اداره خانقاههای بزرگ | وابستگی به شرایط واقف و دیوان؛ خطر تبدیل خانقاه به نهادی اداری |
| حمایت حاکمان | ساخت بنا یا مقرری از سوی سلطان و امیران | امکانات فراوان | برخی مشایخ آن را مانع استقلال معنوی میدانستند و رد میکردند |
خانقاه ابوسعید بیشتر با فتوح اداره میشد. گزارشهای «اسرارالتوحید» از سفرههای گسترده او و از زحمت خادمانش برای فراهم کردن هزینهها نشان میدهد که این شیوه همیشه آسان نبود.
در سوی دیگر، چشتیه در هند، بهویژه نظامالدین اولیا در دهلی، زمین و مقرری سلاطین را نمیپذیرفتند و جماعتخانه با فتوح اداره میشد. نظامالدین اندوختن فتوح را هم روا نمیدانست و به گزارش منابع چشتی، هر جمعه پیش از رفتن به نماز، هرچه در انبار مانده بود میان نیازمندان پخش میکرد.
وقفنامه چه چیزهایی را تعیین میکرد
در خانقاههای وقفی، وقفنامه در عمل نقش اساسنامه را داشت. وقفنامههای بازمانده، با تفاوتهایی، معمولاً این موارد را مشخص میکردند:
- املاکی که درآمدشان به خانقاه میرسید و سهم هر بخش از این درآمد
- شرایط شیخ و شیوه انتخاب او، و اینکه تولیت با خود شیخ باشد یا با فردی دیگر
- تعداد صوفیان مقیم و گاه شرطهایی مانند مذهب فقهی، تجرد یا تأهل آنان
- مقرری نقدی و جنسی ساکنان و کارکنان، مانند نان، غذا، لباس یا روغن چراغ
- برنامههای الزامی مانند حضور در ذکر جمعی یا ختم قرآن در اوقات معین
- اطعام مسافران و فقرا و میزان آن
نمونه شاخص خانقاه وقفی بزرگ، خانقاه سعیدالسعداء در قاهره است که صلاحالدین ایوبی در سال ۵۶۹ هجری بنیاد نهاد. رئیس آن لقب شیخالشیوخ داشت و ساکنانش از محل وقف مقرری میگرفتند.
در دوره ممالیک خانقاههای وقفی متعددی در قاهره ساخته شد که برخی با مدرسه و مسجد در یک مجموعه بودند. خانقاه بیبرس جاشنگیر، که در سالهای ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۰ میلادی برای اسکان چهارصد صوفی ساخته شد، کهنترین خانقاه بازمانده در قاهره امروز است.

ابن بطوطه بیشتر ساکنان خانقاههای قاهره را عجم، یعنی ایرانی و غیرعرب، میداند. به گفته او هر صوفی جامه زمستانی و تابستانی و ماهانه بیست تا سی درهم میگرفت و شبهای جمعه شیرینی، صابون، هزینه حمام و روغن چراغ. این ساکنان مجرد بودند و متأهلان خانقاه جداگانه داشتند.
در ایران، ربع رشیدی تبریز در دوره ایلخانی خانقاه را کنار بیمارستان و مدرسه در یک مجموعه وقفی جای داده بود. در نطنز هم آرامگاه شیخ عبدالصمد، از مشایخ سهروردیه، هسته مجموعهای شد که خانقاهی با تاریخ ۷۱۶ تا ۷۱۷ هجری داشت و امروز فقط سردر آن مانده است.

چلهنشینی و خلوت در خانقاه
چلهنشینی یا اربعین، خلوتی چهلروزه بود که مرید با اجازه و زیر نظر شیخ در حجرهای کوچک، که گاه چلهخانه نامیده میشد، به سر میبرد. صوفیان برای این عدد به وعده چهلشبه موسی در سوره اعراف (آیه ۱۴۲) و به روایتهایی درباره اخلاص چهلروزه استناد میکردند.
سهروردی در «عوارفالمعارف» فصلهایی به خلوت و اربعین و آداب آن اختصاص داده است. نمونهای از چلهخانه هنوز در مجموعه شیخ صفیالدین اردبیلی برجاست و یونسکو آن را از اجزای این مجموعه شمرده است.
آنچه در خلوت انجام میشد، در منابع کموبیش چنین توصیف شده است:
- ورود به خلوت فقط با اجازه شیخ و معمولاً پس از مدتی خدمت و آمادگی
- کاهش تدریجی غذا و خواب، نه قطع ناگهانی آنها
- مشغول بودن پیوسته به ذکری که شیخ تعیین کرده بود
- خاموشی و قطع رابطه با دیگران، جز برای نماز جماعت در برخی روشها
- گزارش خوابها و واقعهها به شیخ و پرهیز از تفسیر شخصی آنها
در این مدت خادم غذای اندک مرید را میرساند و شیخ بر حال او نظارت داشت. دیدگاه طریقتها یکسان نبود: سهروردیه و کبرویه بر خلوت تأکید زیادی داشتند.
نقشبندیه در عوض اصل «خلوت در انجمن»، یعنی حضور قلب در میان مردم، را مطرح کردند و به خلوت طولانی جدا از جمع اهمیت کمتری میدادند. در مولویه عثمانی، تربیت نوآموزان با خدمتی طولانی در مطبخ تکیه همراه بود که به هزار و یک روز مشهور است.
اداره خانقاه در زمانها و مکانهای مختلف
به طور کلی، روند از خانقاههای کوچک و شخصی پیرامون یک شیخ به سمت نهادهای بزرگ وقفی و طریقتهای سازمانیافته رفت، اما این روند همهجایی نبود و در هر دوره هر دو نوع خانقاه کنار هم وجود داشتند.
| دوره و منطقه | ویژگی اداره | منبع درآمد غالب |
|---|---|---|
| خراسان، قرن چهارم و پنجم هجری | خانقاه شخصی پیرامون یک شیخ، مانند خانقاه ابوسعید در میهنه؛ قواعد را خود شیخ وضع میکرد | بیشتر فتوح |
| بغداد، قرن ششم و هفتم هجری | رباطهایی با حمایت خلافت؛ عمر سهروردی با پشتیبانی خلیفه ناصر چند رباط را سرپرستی میکرد | وقف و حمایت خلیفه |
| مصر و شام، دوره ایوبی و مملوکی | خانقاههای وقفی بزرگ با کارکنان مشخص، مقرری و شیخالشیوخ | وقف |
| ایران، دوره ایلخانی و تیموری | خانقاههایی در کنار آرامگاه مشایخ و مجموعههای وقفی؛ رشد طریقتهایی مانند صفویه و نعمتاللهیه | وقف، فتوح و حمایت حاکمان |
| شبهقاره هند، قرن هفتم و هشتم هجری | جماعتخانه چشتیه با مطبخ باز برای همه | فتوح؛ پرهیز از مقرری سلطان |
| قلمرو عثمانی | تکیههای طریقتمحور با مقررات و مراتب مخصوص هر طریقت | وقف و نذورات |
در دوران جدید هم سرنوشتها متفاوت بود. در ترکیه، قانون شماره ۶۷۷ مصوب ۳۰ نوامبر ۱۹۲۵ میلادی تکیهها و زاویهها را، چه وقفی و چه ملک شیخ، تعطیل کرد و درگاه مولانا در قونیه به موزه تبدیل شد. در ایران، مصر و شبهقاره برخی خانقاهها با تغییراتی به کار ادامه دادند.
سوالات متداول
فرق خانقاه با مسجد و مدرسه چه بود؟
مسجد محل عبادت عمومی بود و مدرسه محل آموزش علوم دینی، بهویژه فقه. خانقاه افزون بر عبادت، محل زندگی جمعی، پذیرایی از مسافران و تربیت سلوکی زیر نظر شیخ بود. در دورههای بعد، بهخصوص در مصر مملوکی، گاه هر سه در یک مجموعه وقفی جمع میشدند.
آیا قواعد ابوسعید در همه خانقاهها رعایت میشد؟
نه. این قواعد برای خانقاه ابوسعید در میهنه وضع شده بود. مضمون آنها، مانند نماز جماعت، ذکر، پذیرش مهمان و غذای جمعی، در بسیاری از خانقاهها دیده میشود، اما هر شیخ و هر طریقت آداب خود را داشت و وقفنامهها هم مقررات جداگانه تعیین میکردند.
خادم خانقاه چه جایگاهی داشت؟
خادم مدیر اجرایی خانقاه بود و سفره، پذیرایی، نظافت و حساب درآمدها را بر عهده داشت. خدمت کاری کمارزش شمرده نمیشد و راهی برای تربیت نفس بود، از این رو بسیاری از مریدان سلوک را با خدمت آغاز میکردند.
آیا زنان هم خانقاه داشتند؟
منابع از زنان صوفی و از اقامتگاههایی ویژه زنان خبر میدهند. در قاهره دوره مملوکی، رباطهایی برای زنان وجود داشت که مقریزی از آنها یاد کرده است. با این حال، اطلاعات درباره اداره این مکانها بسیار کمتر از خانقاههای مردان است.
چلهنشینی در همه طریقتها رایج بود؟
نه به یک اندازه. سهروردیه و کبرویه خلوت چهلروزه را بخشی مهم از تربیت میدانستند، ولی نقشبندیه بر حضور قلب در میان جمع تأکید داشتند. در مولویه هم دوره طولانی خدمت در مطبخ اهمیت بیشتری داشت. شکل و مدت خلوت به طریقت و نظر شیخ بستگی داشت.
جمعبندی
خانقاه زندگی معنوی و عملی را در یک جا جمع میکرد: شیخ رهبری معنوی را بر عهده داشت و خادم کارهای روزمره را اداره میکرد. برنامه روزانه بر محور نماز جماعت، ذکر، خدمت و سفره مشترک میچرخید و درآمد از فتوح، کسب و وقف میآمد.
با این حال، خانقاه الگوی ثابتی نداشت. خانقاه متکی به فتوح ابوسعید، رباطهای بغداد، خانقاههای وقفی قاهره، جماعتخانههای چشتیه و تکیههای عثمانی هر کدام قواعد و ساختار خود را داشتند و جایگاه چلهنشینی هم در طریقتها یکسان نبود.


